-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 22:02
aliakbar سلام دوستان ممنون از بزرگواری همه ببخشید وقت تایید کامنت ندارم . ولی خوندمشون از همه ممنونم || نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:42  توسط aliakbar | منوی اصلی نوشته های پیشین
....
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 22:02
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
روز رشت ۱۲ دی
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 22:02
aliakbar بعضی شهرها مکان نیستند، بعضی شهرها، یک سبک خاصی از زندگی هستند، شیوهای خاص از نگرش به جهان و هستی و زندگی.رشت یکی از این شهرهاست. رشت مکان نیست.رشت سبک خاصی از زندگیست که حتی مهاجرانش را -که در ادوار مختلف کم هم نبودهاند- به زیبایی در خود پذیرفته و آن روحیه تسامح و تساهل و مدارا ...
کوچه پس کوچه های درد
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 22:02
aliakbar در کوچه'>کوچهپسکوچههای درد، من پزشکم؛ نمیخواهم از آنانی باشم که تنها نسخه مینویسند، بلکه دوست دارم از آنانی شوم که شبها با سوز دل مردم ، تب میکنند. سی سال از بهار عمرم گذشته و هنوز شکوفههای زندگیام به نام دیگران میشکفد.یک هفته در ماه، دل به ییلاقی دور میسپارم؛ جایی که جاده...
ای شیر!
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:34
https://cdn.asriran.com/files/fa/news/1399/9/2/1157703_547.mp4کلیپی بدستم رسید . هیچ وقت این آهنگ این اندازه برایم غمگین ننمود تا وقتی ترکیبی شد از موقعیت ممکن و موجود تو؛ آینهای از موقعیتهای ممکن و موجود ما!ای شیر !! ما آدمها این چنینیم؛ جمعی از ما برای پول- که دنیا را به کثافت کشیده- تو را این چن...
قدم زدن
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:34
دیروز بعد از مدتها دست دلم را گرفتم و رفتم خیابان قدم زدم.به عمد ماندم تا غروب شود و چراغهای شهر شبهای روشن، شهر بارانهای نقرهای روشن شوند.در این بازی رنگ و نور با پس زمینهای از اجرای نوازندگان و خوانندگان همیشگیِ پیاده راه، قدم زدم و قدم زدم.قدم زدم و با چتری مانده در دست، خود را به بارانی و هوایی ...
تولدت مبارک عزیز دلم!!!
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:34
امروز کنار درخت آلبالویی که خودت کاشتی بودم درختی که عاشقش بودی، باور نداشتم روزی بیاید که ...آن زمان یادت هست ؟ یک ماه شیراز منزل داداش بودم وقتی این نامه در شیراز از تو به دستم رسید که در آن از دلتنگیات برای علی اکبرت نوشته بودی، اصلا به ذهنم نمیرسید که در نبودنت هزار بار بخوانمش و تو را با حسرت...
تولدت مبارک عشق من!
-
تاریخ: 1399/7/21 ساعت: 15:56
تمام این روزها را به تو اندیشیدهام!تمام این روزها را که اگر بودی باید به این فکر میکردم که چه هدیهای در خور برایت بگیرم!تمام این روزها را به برق نگاه چشمان سبز-آبیت وقتی از شوق تر میشد و طیف صورتی
.....
-
تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 13:29
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
فرا رسیدن ماه محرم بر عاشقان حسین ع تسلیت باد
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 9:06
عید غدیر مبارک
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 5:48
عید غدیر مبارک + این عید مبارک رو به همه دوستای گلم تبریک میگم بخصوص مینا کوچولو که هم سید هستن و هم تولدشونه
من و پدرم
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 7:24
بارالها
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:42
بارالها برای همسایه ای که نان مرا ربود نان، برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی، برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم. *دکتر علی شریعتی*
این گونه نگاه کن
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:42
مرد را به عقلش نه به ثروتش؛ زن رابه وفایش نه به جمالش؛ دوست رابه محبتش نه به کلامش؛ عاشق رابه صبرش نه به ادعایش؛ مال رابه برکتش نه به مقدارش؛ خانه رابه آرامشش نه به بزرگيش؛ شخص رابه انسانیتش نه به ظاهرش؛ سخن رابه معنایش نه به گوینده اش؛ و دل رابه پاکیش نه به صاحبش!
محمد جان تبریک
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:42
14 شهریور عروسی دوست خوبم آقای دکتر محمده این روز بزرگ و باشکوه رو به دوست عزیزم و خانومشون تبریک میگم امیدوارم در کنار یکدیگر ، خوشبخت و سعادتمند باشید و زندگی همیشه به کامتون شیرین شیرین باشه محمد جان خیلی عزیزی
روزتون مبارک
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:42
روز دختر رو به برادرزاده عزیزم ، درسا جونم تبریک میگم...بعدش به ساغر،غزل،شهلا و مینا و عسل و آتیه و آروشا کوچولو و بقیه دخترخانوماییکه به وبم تشریف میارن تبریک میگم و از دوستانی که اومدن و من به وبلاگ زیباشون سرنزدم معذرتخواهی میکنم .
امام رضـــا
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:41
روز پزشک مبااارک
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:41
روز پزشک مبااارک
عشق حق
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 10:41
عاقلی، دیوانهای را داد پند کز چه بر خود میپسندی این گزند میزنند اوباش کویت سنگها میدوانندت ز پی فرسنگها ...